برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
امروز 19اسفندسال 98 هست..اصولا تو این روزها همه تو حال و هوای عید و خرید بودند.اما امسال اینطور نیست..
اول سال رو که با سیل و درد شروع شد آخرشم داره با مریضی تموم میشه.استرس وحشتناکی همه جا رو گرفته..همه تو این فکر هستن که فقط سلامتیشونو حفظ کنن.خیلی شرایط سختیه...قرار بود بریم سفر اما نشد...خدایا به همه رحم کن..خدایا به خیر بگذرون..
برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
مریم جان سلام.
ممنون ک هنوز به یادمی...
آدرس ایمیلم رو برات میذارم پیام بده تا شماره و آدرس محل کارم رو برات بفرستم
برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
نمیدونم چرا حس میکنم از سر به سر گذاشتن بامن احساس لذت میکنی!واقعا چرا؟
من میدونم.خودتم میدونی.یه وقتایی انگار خسته ای از بندگیم
دستمو ول نکن
راه تاریکه
بدون تو گم میشم
برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
اگه بخوام راستش رو بگم باید بگم سختترین کار دنیا از نظر من بازاریابیه....مخصوصا اگه ی آدم کم حرف مثل من بخواد بازاریابی کنه...اونوقت واویلا میشه...
تو این مدت کار خیلی تغییر کردم...شاید خیلی پرروتر شدم...
ولی بازم کار سخته برام....
ی مکانیک به نظرت چ نیازایی میتون داشته باشه؟!!!
فعلا این بزرگترین سواله ک ذهنمو مشغول کرده
برچسب: پدیده ی کار سختی,
نویسنده: آیلین نیکفر

برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر
برچسب: برای آخرین بار,برای آخرین بار خدا کنه بباره,برای آخرین بار ابی,برای آخرین بار احسان خواجه امیری,براي آخرين بار,برای آخرین بار سریال,برای آخرین بار دانلود اهنگ,برای آخرین بار بازیگران,برای آخرین بار دانلود,برای آخرین بار متن,
نویسنده: آیلین نیکفر
برچسب: مادربزرگ هم رفت,
نویسنده: آیلین نیکفر
حالا 28 سال دارم....
از آن روزها چند سال میگذرد؟
اکنون بزرگتر شده ام آیا افکارم نیز تغییر کرده اند؟نمیدانم
فقط این را میدانم که با دخترک آن روزها زمین تا آسمان فرق کرده ام
برچسب: شروعی دوباره,شروعی دوباره به انگلیسی,شروعی دوباره برای زندگی,شروعي دوباره,شروعی دوباره شعر,شروعی دوباره برای کنکور,شروعی دوباره با نگرشی جدید,شروعی دوباره با نگرش جدید,شروعی دوباره رهرو,شروعی دوباره در زندگی,
نویسنده: آیلین نیکفر
اینهمه دوندگی...تموم شد
انگار همین دیروز بود....باهم بزرگ شدیم ...باهم رفتیم مدرسه..باهم خندیدیم...باهم گریه کردیم...
حالا دوشبه که ازخواب میپرم و یهو جای خالیشو میبینم...دلم میگیره...
دونه دونه داریم بزرگ میشیم
دونه دونه داریم از هم دور میشیم
کاش میتونستم دکمه stop زندگی رو فشار بدمو برای همیشه تو همین لحظه زندگی رو متوقف کنم...
دلم خیلی گرفته...
حس میکنم خیلی تنهام
برچسب: زندگی بیمکث جریان داره,
نویسنده: آیلین نیکفر