تقریبا همه چیز بینمون تموم شد.شاید زودترازینها باید اینکار میشد.مگه من چی کم دارم؟یا مگه اون چی میخواد از زندگی!
خدایا خودت وعده دادی اگه چیزی رو ازشما میگیرم حتما بهترش رو جایگزینش میکنم...بهتری برام درنظرگرفتی یعنی؟بهتر از اون؟
خدایا یه سوال...واقعا ازینکه منو بچزونی لذت میبری مگه نه؟آخه منکه طاقت اینهمه امتحانو ندارم!مگه برا هرکی به اندازه ظرفیتش نیست؟چرا من فکر میکنم از توانم خارجه؟
خداجون همش دارم با خودم میگم اگه اونو گرفتی بهتری در راهه..فقط با این فکره که آروم میشم...لااقل این فکر آرومم میکنه.
باشه قبول..این بارم هرچی تو بگی
یعنی چاره دیگه ای ندارم
باز باید بسوزم و بسازم
برچسب:
نویسنده: آیلین نیکفر